غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست اینجا ولی آسمون اشک ریختن هم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای قلب نازت اون چشمای قشنگت غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری من که اینو می دونم که تو چقدر صبوری غصه نخور مسافر بازم میای به زودی ما رو ببین چه کردیم از وقتی تو نبودی غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو می دونم هیچکی خبر نداره غصه نخور مسافر همیشه اینجوری نیست همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست غصه نخور مسافر تولد دوباره غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره غصه نخور مگه تو کناردریا نیستی من چشم به راهتم ببین تو تنها نیستی غصه نخور مسافر غصه کار گلها نیست سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیست غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیای و بمونی...![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:18 توسط سیمین |
نه باورم نمی شه که تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفا تره بال و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره اینو بدون دستای من گرمی دستاتو می خواد تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده بهش بگین سراغشو از کس و ناکس می گیرم بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه می گن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه خدا ازت می خوام دست روی دستش بذارم جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم بازم می گم دوست دارم کاش عشقمون جون بگیره برگرد میون کلبمون تا سر و سامون بگیره ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم یا سر رو شونت بذارم اسم تورو صدا کنم تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود اونکه نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:45 توسط سیمین |
شیطان لعنتی...شیطان لعنتی...هر روز خط های دلم را اشغال می کند و من اشتباه می کنم
او با اشتباه کردن دل من کیف می کند. دیروز فرشته ای به گفت:گوشی دلت را کج گذاشته ای که جواب تماس های خدا را نمی دهی؟ با من تماس بگیر خدایا...با من تماس بگیر اگه گوشی رو بر نداشتم روی پیغام گیر گوشی دلم پیام بذار. خدایا با من تماس بگیر...![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:31 توسط سیمین |
منو نسپاری به بادای خزون![]()
منو سر گشته ی چشمات نکنی![]()
توی دنیای پر از بی کسی![]()
خستم از بلور اشکات نکنی![]()
نمی خوام بغض نگاه آخرم![]()
گم بشه تو قاب خیس پنجره![]()
نمی خوام هق هق تنهای دلم![]()
بشکنه توی سکوت حنجره![]()
می شه تو دفتر تنهایی دل![]()
لحظه های بی تو بودنو سرود![]()
می شه از غربت هر نگاه تو ![]()
لذت غرور غربتو ربود![]()
بعد هر ستاره می میره نگام![]()
با تو از شکستن و وفا می گم![]()
واسه یه اشتباه ساده![]()
عمریه دارم خدا خدا می گم![]()
می تونیم خدامونو صدا کنیم![]()
بپریم و دل به دریا بزنیم![]()
می تونیم سیاهی رنگ شبو![]()
بشکنیم و رنگ فردا بزنیم![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:13 توسط سیمین |

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:17 توسط سیمین |
می خوام که از تو بخونم از نفس های آخرم
اینکه جدا می شم ازت اینکه نمی شه باورم اینکه اگه بخوای بری چه حالی پیدا می کنم تو عالم دیوونگی قلبمو پیدا می کنم اینکه اگه جدا بشیم از دل هم رها بشیم یه بغض سخت و دیدنی تو خلوت صدا بشیم اینکه دیگه تو قلب هم جایی برا هم نذاریم تو لحظه های انتظار رو زخما مرحم نذاریم اینکه دیگه نگاهمون منتظر هم نباشه تو سینمون برای هم یه وقتایی غم نباشه تو غربت فاصله ها جدایی یک بهونه است بهونه ای برای ما تو تلخی زمونه است
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:59 توسط سیمین |

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:24 توسط سیمین |