چشم من بیا منو یاری کن گونه هام خشکیده شد کاری کن
غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمی یاد زاری کن گل من رفته دیگه نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد هر چی دریا رو زمین داره خدا با تمام ابرای آسمونا کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن گل من رفته دیگه نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد قصه گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن حالا باید سر رو زانو بزارم تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیچکس مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمم اشکشو کم می یاره؟ سرنوشت چشاش کوره نمی بینه زخم خنجرش نمی مونه تو سینه لب بسته سینه غرق به خون قصه موندن آدم همینه گل من رفته دیگه نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 15:30 توسط سیمین |