نه باورم نمی شه که تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفا تره بال و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره اینو بدون دستای من گرمی دستاتو می خواد تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده بهش بگین سراغشو از کس و ناکس می گیرم بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه می گن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه خدا ازت می خوام دست روی دستش بذارم جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم بازم می گم دوست دارم کاش عشقمون جون بگیره برگرد میون کلبمون تا سر و سامون بگیره ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم یا سر رو شونت بذارم اسم تورو صدا کنم تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود اونکه نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:45 توسط سیمین |